کاش سکون بی قراری ام ؛ خشم آسمان نباشد!


 

یک شب مهتاب ماه میاد تو خواب

منو می بره

منو می بره

آه

گمان نمی برم به این  سادگی؛به این زیبایی؛و به این آسانی باشد

شب مهتابی

شب بارانی نمناک است؛غمگین است؛دل چسب است

گمانم شومی طوفان خوابم را بروبد

صدای فریادش؛خشمش نصیبم گردد

زندگی زیباست

آری

اما گاه آنقدر تلخ که تمنایت خفتن ابدی می گردد

خواهشت نیستی می شود

و در گذر زمان می آموزی

باید بپذیری و تسلیم شوی

به هر آنچه امکان تغییرش را نداری

/ 5 نظر / 30 بازدید
ario

kheyli ziba bood . omidvaram hamishe shirinihaye zendegi talkhiharo az yadtoon bebare.

arash

[گل][گل]ziba bod

arash

[گل][گل]ziba bod

امیر

سه جمله اول‘ ترانه ماننده‘ به بقیه شعر نمی خوره. آهنگ داره و به صورت محاوره‌ای نوشته شده در حالی که بقیه شعر اینطوری نیست. در هر صورت قشنگه

عنوان

زیبا بود؛ هرچند من همچنان با دو مصراع پایانیش مشگل دارم بقیه پست هاتم خوندم. اونم قشنگ بودن اما در مورد اینکه چرا به کامنت ها جواب نمیدم؛ من خودم هر وقت واسه کسی نظر میذارم دیگه نمیرم ببینم چی جواب داده به همین دلیل هر وقت کسی نظر میده میرم توی وبلاگش جواب میدم.[گل]