آرزو

اشک بر گونه ی تو می لغزد

دل من می لرزد

و نیاز تو را خدا می داند

قلب من می شکند و جدا می شود از بهشت کودکی ام

آن زمان هرزگی معنا نداشت

مرد مأمن آرامش یک خانه بود

و اگر بود

فقط عشق بود و وفا

و اگر تنها بودی این همه درد نبود...

تکه قلب من اینجاست هنوز

و دلم می خواهد باور کنم که دنیا زیباست هنوز

 

قلم یک دوست

 

 

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم

ز دست دیده و دل هردو فریاد....

شقایق

خدایا از صبرت همین بس که داری مرا تحمل می‌کنی از بخششت همین بس که به من ناسپاس هم روزی می‌دهی . . . .

شقایق

سلام ستاره خوبیها...شعر زیبایی خوندم[گل] سلاخی باید کرد پوست تــنم را چون از میان نمی رود هرزگی که از تــنـت بر تـنم جا مانده گلم خیلی دوست داشتنی هستی

شقایق

حالم همانند پرنده اي که به دانه هاي روي تله خيره شده و به اين فکر مي کند که چگونه بميرد...؟ گرسنه و آزاد... يا سير و اسير

شقایق

که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشون میخندن؛ آدمایی ان که با خاطره هاشون زنده ان، دیوونه نیستن، فقط یکم خسته ان!

شقایق

ماه منــــ ،.... نماز آیاتـــــ می خوانمـــ.... وقتــــــی گرفته ای...

شقایق

تمام عکاسخانه های این شهر را ... بدنبال یک عکس قدی ، شاید هم تمام رخ از عشق گشته ام ؛ فتو شاپ بیداد میکند این روزها

شقایق

دوست داشتن را نه می نویسند نه می گویند ثابت میکنند

میثم

میگن قلب آدمها به اندازه مشتشونه پس چطور یک دنیا محبت- یک آسمان صداقت- یک کهکشان مهربانی- یک دریا عشق- و یک اقیانوس خوبی‌ توی قلبه شما عزیزان جا شده؟ سلام ابجی به خدا شرمنده ام وقتی میبینم میای کامنت میزاری ولی نمیام یا کتر میام از خودم خجالت میکشم .......

شکیبا

سلام نویسنده ی خوش ذوق.امیدوارم حالت خوب باشه.واقعا ای کاش مردها اینطور بودن.ای کاش در کنارشون احساس امنیت می کردیم.ای کاش همه ی عشقشون رو نثار همسرشون می کردن و هزار تا ای کاش دیگه.خوشحالم کردی که از وبلاگم دیدن کردی.