دل نوشته های دوست و اندکی شعر "

........بگو با من هم احساسی......

فکرش را بکن

در تلخ ترین دلواپسی

امن ترین پناه، تکه کاغذی باشد در دست

تا با آن از آشوب درونی قلم زد

دل گرفته

بغض سنگین گشته

آرامش  از وجود رخت بر بسته

تنهایی های عمیق

دلتنگی های سهمگین

خالی شدن یک باره ی امید

باز از چه سویی چشم انتظار ؟

کافی نیست؟

باور کن تویی و تو و خدایت و خدایت

دل مبند

اینجا هیچش ماندگار نیست

نیک بنگری خواهی دید لحظه هایت به هیچ بند است

اکنون را دریاب

پشت سر زندگی نیست

و مسیر پیش رو نا پیدا

تنهایی دارایی،همین کوته ثانیه هاست

باید آن را دریافت

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()


Design By : Pichak