دل نوشته های دوست و اندکی شعر "

........بگو با من هم احساسی......

 شنیده اید دل می گیرد؟

چه نمناک است ، دل می گرید

دل   خون می شود گاهی

زمان  اوج  دلتنگی ز معشوقی که دیگر نیست

تو می باری به سان ابر غمگینی

 تو پیوسته  می باری و هردم می بازی به احساست

صدایت هق هق خاموش ، در سینه

چرا اینقدر غمگینی؟

تو را تاب بریدن نیست؟

هر آنکس که بگشاید دو چشمی بر نگاری

سزایش مرگ آرام بود در بی قراری؟

از بر دل مرهمی سازید

بی آیید و این پرچم بر افرازید

نگارم نیست

نگارم نیست

نگارم نیست

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()


Design By : Pichak