دل نوشته های دوست و اندکی شعر "

........بگو با من هم احساسی......

پرندگان با شور پر می زنند

و درختان با عشق ایستاده

و انسان ها با امید...

سایه هاشان مهربان است

مورچه ها استوار گام بر می دارند

ولی من شاید

کوه سفید است

ولی من شاید

می خواهم سبز باشم

مثل آن کاج بلند

ای نسیم رویاهای من

تو در سر من جای گزیده و بیمار  شده ای

دیگر فرصتی بیش نمانده

بوز

اما نه در خیال من

خودت را به حقیقت برسان

به نهایت ابر بودن برسان

وبه آبی آسمان دل خوشم کن

چشم ندوز فقط بوز فقط برو

جاری شو

چون چشمه ای پاک

و بار خیال را به زمین بی انداز

آزاد شو

آباد شو

چون دوست

به دنبال چه می گردی  این سان سرگردان؟

صدای اذان می آید

باری دگر آرام بگیر

...

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط ستاره نظرات ()


Design By : Pichak