دل نوشته های دوست و اندکی شعر "

........بگو با من هم احساسی......

آدمی تا ابدیت تنهاست    
دگر جنگ چرا؟
می دانم که غصه دارد
اما رنگ چرا؟
آدمی اسیردست خویش است
آدمی در زندان خویش است
آدمی گرچه مختار است
اما سخت اسیر جبر خویش است
آدمی نمیخواهد اما فرود می آید
نمی خواهد اما در خاک دفن می‌شود
نمی خواهد اما  از یادها می میرد
آدمی گرفتارجنون است  
آدمی نه اما من سخت اسیر گرگ خویش ام

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط ستاره نظرات ()


Design By : Pichak