دل نوشته های دوست و اندکی شعر "

........بگو با من هم احساسی......

اشک بر گونه ی تو می لغزد

دل من می لرزد

و نیاز تو را خدا می داند

قلب من می شکند و جدا می شود از بهشت کودکی ام

آن زمان هرزگی معنا نداشت

مرد مأمن آرامش یک خانه بود

و اگر بود

فقط عشق بود و وفا

و اگر تنها بودی این همه درد نبود...

تکه قلب من اینجاست هنوز

و دلم می خواهد باور کنم که دنیا زیباست هنوز

 

قلم یک دوست

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۱ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()


Design By : Pichak